پایه صمیمیت گوش دادن است

“ما فقط نیمی از آن چه را که به ما گفته شده، می شنویم، نیمی از آن چه را که شنیده ایم درک می کنیم، نیمی از آن چه را که درک کرده ایم، باور می کنیم و نیمی از آن چه را که باور کرده ایم به خاطر می سپاریم . پایه صمیمیت گوش دادن است . روزی فرد زیرکی گفت:”“گوش دادن واقعاً جالب است، هنگامی که صحبت می کنم چیزی نمی آموزم”.

پایه صمیمیت گوش دادن است

افراد، دارای نوعی تمایل برای قضاوت در مورد دیگران هستند . به آن چه دیگران می گویند، گوش می دهند و سپس مشخص می کنند که آیا “درست” گفته یا “غلط”؟ درست گفتن، معمولاً بدین معناست که با آن فرد موافقیم و غلط گفتن، نیز به این معناست که با آن فرد مخالفیم!

مهارت خوب گوش دادن نیاز به تعویق اندازی قضاوت و صرف انرژی بیشتر جهت درک دیگری دارد. یکی از جزییات مهم مهارت گوش دادن، بیان مجدد ایده ها و احساسات شنونده به منظور تایید است . گر چه این رویکرد، روند گفتگو را کند می کند، ولی سوءتفاهم و تعارض را به حداقل می رساند. هنگامی که هدف گفتگو کنترل دیگری است، مهارت گوش دادن از اهمیت کمی برخوردار می شود. اگر هدف ارتباط با دیگری و رشد صمیمیت هیجانی بی ریا باشد، گوش دادن لازم است.

شرود میلر  و همکارانش گوش دادن را فرایند درک کامل “داستان” (موقعیت، نگرانی و دیدگاه ) دیگری می دانند. شنوندگان فعال بر میزان هدایت و تأثیرگذاری خود بر صحبت های گوینده نظارت دارند و نسبت به آن آگاهند . میلر و همکارانش متوجه اند که انگیزه های شنونده مهم اند و سه نوع انگیزه یا هدف اصلی را در میان شنوندگان مشخص کرده اند:

سه نوع انگیزه شنونده

۱. رهبری به وسیله متقاعدسازی
۲. توضیح به وسیله هدایت کردن
۳. کشف به وسیله توجه کردن

عامل تمایزگزار هر یک از این سه انگیزه گوش دادن، درجه کنترل یا قدرتی است که شنونده آرزو دارد بر موقعیت اِعمال کند . آیا شنونده ، گوینده را دنبال می کند و اجازه می دهد که گوینده داستان را به شیوه خودش تعریف کند؟ یا شنونده رهبر می شود و باعث می شود که گوینده داستانش را به شیوه ای که او می خواهد آن را بشنود، بگوید؟ هر دو رویکرد بر کیفیت و انسجام اطلاعاتی که مبادله می شود، تأثیر می گذارند.

گوش دادن برای متقاعد کردن :

شنونده به سختی گوش می دهد و واقعاً در جستجوی راهی برای پریدن میان کلام گوینده و کنترل مسیر مکالمه او است.

گوش دادن برای هدایت کردن :

این نوع شنونده نسبت به شنونده ای که جهت متقاعدسازی گوش می کند، کمتر کنترل گر است ، اما می کوشد تا مکالمه را هدایت کند . این کار معمولاً با پرسیدن سؤالات زیاد صورت می گیرد. سؤالات، مسیر مکالمه را هدایت می کنند و بحث به سویی هدایت می شود که شنونده ی هدایت گر می خواهد . گوش دادن هدایت کننده دارای فواید معینی است . به سرعت یک مکالمه را متمرکز می کند و اگر گوینده مشارکت کند به سؤال کننده هدایت گر اجازه می دهد که رهبری مکالمه را به عهده بگیرد . ضرر اصلی گوش دادن هدایت کننده این است که ممکن است عناصر حیاتی داستان گوینده از دست برود.

شنونده هدایت کننده ای که از این رویکرد به شیوه ای بسیار خشن استفاده می کند، اغلب برای درک واقعی گفتار دیگری ، با شکست مواجه می شود. با کنترل مسیر مکالمه، شنونده هدایت کننده باعث می شود گوینده به یک معبر کور، سقوط کند.

گوش دادن برای توجه کردن :

شیوه ای است که در آن شنونده به گوینده اجازه می دهد که داستان خویش را به طور خود انگیز و بدون انقطاع نقل کند . او گوینده را به جای هدایت، تشویق می کند. افراد پر مشغله گاهی احساس می کنند که گوش دادن توجهی بسیار وقت گیر است ، ولی در حقیقت سودمندتر از سایر رویکردهاست ، زیرا به شنونده اجازه می دهد تا دیدگاه واقعی اش را بگوید و از سوء تفاهم و سردرگمی اجتناب می شود. این سبک به وضوح مؤثرترین سبک گوش دادن برای ایجاد اعتماد و حسن تفاهم است.

یک روزنامه نگار می گوید: “امیدوارم، از خود راضی به نظر نرسم، اما فکر می کنم دلیل اصلی که افراد همیشه مرا دوست داشته اند این است که من شنونده خوبی بوده ام. من واقعاً از شنیدن آن چه دیگران می گویند، لذت می برم. من هیچ آرزویی برای قضاوت در مورد دیگران، یا برتری جویی بر آنها یا تدبیر دهی به آنها ندارم . من به سادگی گوش دادن را دوست دارم و سعی می کنم آن چه را که دیگران در دنیایشان دارند، درک کنم. این کار همیشه بسیار
جالب است، افراد این را به عنوان یک تحسین عالی در نظر می گیرند .

خداوند به ما دو گوش داده و یک زبان!

آنها هنگامی که من می آیم، لبخند می زنند و همیشه آخرین داستان زندگی شان را برایم می گویند، زیرا می دانند که اگر سرگرم کننده باشد ، تأییدش می کنم و اگر غمناک باشد، همدردی می کنم و این کار واقعاً جالب است . من همیشه آن چه را که اتفاق می افتد بیشتر از هر کس دیگری که می شناسم، می دانم. توانایی من برای شنیدن، مرا در حرفه ی روزنامه نگاری نیز موفق کرده است”.

 

گوش دهی فعال و توجه کننده، مهارتی ارزشمند و شایسته کسب است . آن نه تنها اعتماد و صمیمیت ایجاد می کند، بلکه به اندازه کافی به گوینده اجازه می دهد تا دیدگاه اش را بدون انقطاع و حواسپرتی بیان کند. عواملی که مانع از گوش دادن فعال می شود، عبارتند از پریدن میان کلام دیگری، تفکر در مورد آنچه در جواب فرد می خواهیم بگوییم، صحبت مکرر و زیاد و موضع گیری در مقابل بخشی از صحبت گوینده که با آن مخالفیم .