نظریه مبادله اجتماعی و استحکام خانواده

رابطه بین نظریه مبادله اجتماعی و استحکام خانواده چیست؟ نظریه مبادله اجتماعی در نیمه پایانی قرن بیستم، درعرصه علوم اجتماعی ظهور کرد. این نظریه در سنت های فلسفی فایده گرایی، رفتارگرایی و اقتصاد نوکلاسیک ریشه داشت. نخستین کاربردهای این نظریه در مطالعه های خانواده از سوی جامعه شناسایی مانند: تیبوت، کلی، هومنز و بلاو شکل گرفت. به طورکلی نظریه مبادله ی اجتماعی تمثیلی اقتصادی برای روابط اجتماعی ارائه می دهد.

نظریه مبادله اجتماعی و استحکام خانواده

اصل بنیادین این نظریه آن است که انسان ها درموقعیت های اجتماعی رفتارهایی را برمی گزینند که در نظر آنان بالاترین احتمال را دربرآوردن منافع شخصی در آن موقعیت ها دربردارند. نظریه مبادله با محوریت جورج هومنز یکی از نظرات جامعه شناختی است که از دهه ۰۵۹۱ به بعد مطرح شده و درحوزه های متعدد جامعه شناسی به کار رفته است. این نظریه بر آنچه در جریان مبادله داده و گرفته می شود، متمرکز است. اساس مبادله (بده وبستان) بر پاداش یامجازات است .بسیاری از افراد از نظریه مبادله در انتخاب همسر و روابط درونی خانواده استفاده کرده اند. مبادله موقعیت بهتر مردان و زیبایی زنان یکی از این مثال ها برای ازدواج می باشد.

اگراین وضعیت نابرابر (سطح بالاتر از سواد مردان و زیبایی زنان) وجود نداشته باشد، هزینه ای که طرفین برای این مبادله (ازدواج) می پردازند، همسان نخواهد بود و در این صورت طلاق معنا می یابد. به عبارت دیگر، اگر بین آنچه افراد در ازدواج می پردازند و به دست می آورند تعادل برقرار نباشد ، احتمالا زندگی مجردی انتخاب خواهد شد.

در ازدواج به عنوان یک امر مبادله ای طرفین چه چیزی به دست می آورند؟

در پاسخ می توان گفت که ازدواج به منزله مبادله دو نفر همراه با صرف هزینه ،انرژی و زمان است. از طرف دیگر، طرفین لذت زندگی جمعی، اعتماد و تکیه بر دیگری و اطمینان و راحتی خیال را از زندگی کردن می یابند. این ها منفعت هایی است که در عوض هزینه های مصرف شده برابر طرفین به دست می آید.
برای فهم دقیق تر نظریه مبادله در وضعیت خانواده پیش فرض هایی مطرح شده است که برخی از آن ها اشاره می شود.

الف- رفتار انسان عقلانی است. بدین لحاظ انسان با اطلاع محدود برای حداکثر کردن پاداش و کم کردن قیمت ها می کوشد.
ب- همه افراد درگیر بعضی از قیمت ها هستند. فرقی نمی کند که چگونه بعضی از چیزها با مصرف انرژی و زبان برای لذت صورت می گیرد .
ج- افراد و رفتارشان را در صورتی که قبلا پاداش گرفته باشند، تکرار می کند.
د- مبادله امری اجتماعی است و براساس اصول مقابل سامان می یابد، کسانی که از دیگران پاداش دریافت می کنند به دیگران پاداش می دهند. شبیه به این، کسانی که به دیگران پاداش می دهند، انتظار دریافت پاداش از طرف آنان را دارند.

برخی از مفاهیم کلیه ی نظریه مبادله ی اجتماعی بدین شرح است.
۱- پاداش:

هر گونه منفعتی اشاره دارد که در روابط شخصی مبادله می شود، پاداش ها ممکن است واقعی یا نمادین باشند و نیز ممکن است مخصوص یک فرد یا عام تر باشند .در روابط نزدیک، افراد انواع گوناگون پاداش ،را با یکدیگر مبادله می کنند. محبت، حمایت عاطفی، ارضای جنسی، دارایی، موقعیت اجتماعی، جذابیت فیزیکی .

۲- هزینه:

هزینه ها عبارت اند از مجازات ها، یا پاداش های از دست رفته که از مبادلات اجتماعی ناشی می شوند.

۳- منابع:

منابع به هر چیزی اشاره دارد که ابتدا آن را در جهت برآوردن یا سرکوب نیازها به کاربرد یا آنچه اشخاص را به اهدافشان نزدیک تر کرده یا از اهدافشان دورتر می کند، مانند: پول، دانش بیشتر، ظاهر جذاب تر و…….

۴- میزان سرایه گذاری شخص در رابطه فعلی:

صاحب نظران مکتب مبادله با استفاده از توضیحی دهند که چرا روابط زناشویی مسئله دار، همیشه انحلال نمی یابند، بلکه ممکن است استمرار پیدا کند، به گفته ی آنان ممکن است همسری به دلیل آن که پاداش های دریافتی او بسیار کمتر از هزینه هایش هستند، احساس خشنودی اندکی داشته باشد ، اما به دلیل آن که ارزش روابط جایگزین در نظرش پایین است (مثلا فرصتی برای ازدواج مجدد نداد ) یا به دلیل آن که در روابط جاری اش سرمایه گذاری فراوانی کرده است (مثلا چندین فرزند را پرورش داده است) به رابطه زناشویی ادامه دهد.

۵- سطح مقایسه:

سطح مقایسه معیار داوری شخص درباره ی سودها و هزینه های رابطه است. شخصی که انتظارات بالایی دارد و در گذشته نیز روابطی بسیار رضایت بخش داشته، سطح مقایسه ی بسیار بالایی خواهد داشت. او برای راضی بودن، نیازمند رابطه ای است که در آن، سطح سود از سطح هزینه بالاتر باشد. همچنین، شخصی که از رابطه انتظار زیادی ندارد و هرگز درگیر عشقی شدید نبوده است، سطح مقایسه ی بسیار پایینی خواهد داشت، او از رابطه خود، حتی اگر هزینه در سطح شود باشد، راضی خواهد بود.

خلاصه

نظریه مبادله اجتماعی با تکیه بر مفروضات و مفاهیم یاد شده به چرایی و چگونگی تبیین جنبه ی گوناگون روابط اجتماعی و از جمله روابط خانوادگی می  پردازد. برحسب این نظریه، افراد در نگاه اول می کوشند، سود خود را به حداکثر برسانند، اما با نگاه دقیقتر در می یابیم که گروه ها نوعا خواهان حفظ ثبات روابط اجتماعی با توسعه سیستم های انصاف و عدالت برای اعضای خود و تشویق اعضایی هستند که دیگران را رعایت آن ترغیب می کنند. هنگامی که افراد می بینند به طور ناعادلانه ای تهدید شده اند، احساس اضطرار کرده، می کوشند انصاف و عدالت را با دیگر برقرار سازند.

افراد عدالت را در قالب برابری درک می کنند و خشنودتر خواهند بود اگر این درک را داشته باشند که مزایای رابطه ، تقریبا با هزینه ی آن مساوی است اما اگر فردی در مقایسه با طرف مقابل مشارکت بیشتر و استفاده کمتری داشته باشد، احساس استثمار شده خواهد کرد و در نتیجه خشمناک خواهد شد و طرف مقابل هم احساس گناه می کند اما نه همیشه دیگر افراد به رغم توافق بر تعریف عدالت به برابری، چه بسا یه دلیل پیشینه های فرهنگی و انتظارات متفاوت در مورد برابر بودن یا نبودن رابطه خود توافق نداشته باشند.