نظریه خانواده درمانی

نظریه خانواده درمانی به شکلی از درمان کل خانواده به عنوان یک گروه است که توسط یک یا دو درمانگر انجام میشود .در این نوع درمان آسیب شناسی یا بیماری یکی از اعضای خانواده انعکاس پاتولوژی با اختلالات عمیق تر در سیستم خانواده تلقی می شود . لذا خانواده واحد درمانی به حساب می آید و تغییر تعامل خانواده ، راه تغییر بیمار محسوب می شود .

هیچ یک از اعضای خانواده به عنوان بیمار ، متمایز و مشخص نمی شوند ، در عوض این کل اعضای خانواده هستند که آشفتگی و پریشانی خانواده را انعکاس می دهند . اعضای خانواده را به طور فردی درمان نمیکنند ، بلکه کل اعضاء باید مشترک در جلسات درمانی حضور داشته باشد . درمانگر با کل اعضای خانواده به جای یک فرد خاص ارتباط دارد اگر درمانگر در ملاقات با خانواده آن را یک واحد فرض کند ، اما فقط به درمان یک عضو بپردازد، در واقع به خانواده درمانی نپرداخته است .

نظریه خانواده درمانی

اهداف و روشهای درمانی ، خانواده محور هستند ، در واقع خانواده درمانی چیزی بین از یک تکنیک درمانی جدید است و این درمان در حقیقت رویکردی کاملا بدیع و نو برای درک رفتار انسان است . پیش از حضور خانواده درمانی ، رفتار محصولی از شخصیتهای افراد تلقی میشود که تحت تاثیر رویکردهای مجزای گذشته قرار گرفته بودند . این فلسفه مبتنی بر علیت خطی است ، در حالی که نظریه ای که رفتار را نشأت گرفته از سیستم خانواده می داند .بر علیت حلقوی استوار است .

اهداف خانواده درمانی :

  1.  تغییر اصول غیر انضباطی که بر خانواده مسلط است .
  2.  بالا بردن آگاهی اعضای خانواده در زمینه های مختلف حل مشکل .
  3. متعادل ساختن تفرد و پیوستگی .
  4.  افزایش روابط مستقیم چهره به چهره و کاهش از سرزنش .
  5.  کاهش یا رفع تعارض و اضطراب در روابط بین فردی
  6.  تقویت حساسیت نسبت به نیازهای هیجانی اعضای خانواده به وسیله یکدیگر .
  7.  تقویت ظرفیت افراد خانواده برای مقابله با نیروی مخرب درون و بیرون محیط خانواده .
  8.  نفوذ بر هویت خانوادگی و ارزشهای آن بطوری که اعضای خانواده به سوی رشد و سلامتی گرایش یابند .

به عقیده رویکرد خانواده در مانی ساختاری ، نشانه مرضی درمانی که در بافت الگوی تعادلی خانواده ارزیابی میشود بهتر قابل درک است و برای رفع نشانه ی مرضی باید در ساختار یا سازمان خانواده تغییر صورت گیرد . بنیانگذار اصلی این نهضت سالوادور میهینوچی است . رویکرد ساختاری نظریه ای کاربردی است و یکی از فرضیه های مهم آن این است که در خانواده یک ساختار دارد این است .

درمانگر با این هدف با خانواده ملحق میشود که سازمان خانواده را طوری تغییر دهد که ادراکات اعضای خانواده تغییر کند که در این روش درمانگر به عوض تمرکز بر فرد تمرکز داری فرد در چهار چوب خانواده قرار میدهد . نظریه خانواده درمانی مبتنی بر این حقیقت است که احساس مجزا و منفک از سایرین نیست ، عنصری است که با گروه اجتماعی در کنش و واکنش است . آنچه او واقعیت تلقی میکند . بسته به عناصر داخلی و خارجی است .

تفاوت درمانگر فردی و خانواده درمانگر

درمانگری که به کار فردی میپردازد هنوز هم فرد را پایگاه آسیب شناسی میداند و صرفا در پی اطلاعاتی است که میتواند راجع به فرد یا از خود فرد کسب کند. اما خانواده درمانگر تعامل او را با محیط اصلی زندگی اش مورد بررسی قرار میدهد . درمانگر در مصاحبه ای خانوادگی روابط بچه با مادرش و پدرش با تمام نزدیکی و خصوصیت آن مشاهده میکند .در نتیجه درمانگر مجبور نیست برای شناخت اعضای خانواده ، به توصیف بچه از پدر و مادر و خواهر و برادرش متکی باشد . اعضای خانواده حضور دارند و رفتار خود را در رابطه با بچه به نمایش می گذارند . کاری که می توان آنرا توصیف عملی تلقی کرد.