اثرات افکار بر تحصیلات چیست؟

اثرات افکار بر تحصیلات چیست؟ افکار انسان علاوه بر تاثیرات مثبت در تحصیلات به همان شدت می تواند در درس و تحصیل و در دانشگاه و مدارس ضربه وارد کند!!! همه اشخاص یا تقریبا درصد بالایی از اشخاص دوره هایی از زندگی را در مدارس و دانشگاه گذراندند. در این دوره از زندگی علم را با زندگی خود آشنا کردند و پرورش دادند و هنر رفتار کردن با دیگران و اجتماعی شدن را کسب کردند.

ولی مسلما افراد مختلف در مدارس و دانشگاه ها خاطرات بد مثل بی احترامی دوستان و همکلاسی ها یا هم دانشگاهی ها را تجربه کردند. یا در تحصیل و  نمرات، به آن شکل که میخواستند نتیجه نگرفتند.

چرا و به چه دلیل؟

چرا در مدارس چند نفر با هم دوست صمیمی هستند و همیشه کنار درس خواندن با هم شاد و خوشحال هستند ولی یکسری از افراد تنها و بدون هیچ دوستی هستند؟ چرا بعضی از افراد در مدارس گوشه نشین هستند و همیشه سعی میکنند آخر کلاس درس بشینند؟ چرا درصدی از افراد در دانشگاه ها نمیتوانند برای کمک های درسی با افراد، با جنسیت ها مختلف ارتباط برقرار کنند؟ چرا در محیط دانشگاه علاوه بر درس خواندن نمیتوانند روابط اجتماعی خود را گسترش دهند؟

در زمان مدارس که البته این تجربیات برای سال های پیش است. وقتی وارد کلاس درس میشدیم یکسری افراد خیلی سریع در میز های جلو مستقر می شدند و یکسری از افراد در آخر کلاس مینشستند که قبلا خودم هم همیشه میرفتم آخر کلاس مستقر میشدم ولی چه فایده، به خاطر قد بلندم همیشه دیده میشدم و به خاطر  اسم و فامیلیم که «امیرحسین ارشد »و به خاطر این که اول اسم و فامیلیم «الف» بود و همیشه در لیست اسامی معلمین
اولین نفر بودم و همیشه در کلاس اولین نفر بودم که اسمم صدا زده میشد دوران مدرسه هم با حس خود کم بینی و حس کم ارزشی دست و پنجه نرم می کردیم

اثرات افکار بر تحصیلات چیست؟

تا وقتی که فهمیدیم، ما بی ارزش نیستیم و افکار ما به این شکل برنامه ریزی شده و شروع کردم و به صورت کامل ویندوز مغز خودم را تغییر دادم و حتی خودمان یه ویندوز جدید را برنامه نویسی کردم و در مغز خود نصب کردم. افرادی که در کلاس درس در جلو قرار گرفته بودن، در دسته افرادی بودند که خود را با ارزش میدانند و افرادی که سعی میکردند در آخر کلاس قرار بگیرند« مثل خودم» همیشه خودمان را بی ارزش میدانستیم و فکر میکردیم که لایق موفقیت های تحصیلی و لایق نشستن در میز جلو نیستیم.

مهارت های ارتباطی هم نقش مهمی در برقراری روابط اجتماعی دارند. اگر در دانشگاه و مدارس شما بخواهید با شخص دیگری ارتباط برقرار کند، میتواند از ابزارهایی مثل فن بیان و زبان بدن و شیوه نگاه مستقیم در چشم شخص، نظر طرف مقابل را به خود جلب کنید و با آن شخص ارتباط برقرار کند.

  • شما با ارزش هستید ولی چرا باید خودتان را شکست خورده بدانید؟
  • چرا باید خود را یک بازنده بدانید؟
  • وقتی توانایی های فوق العاده ای در ذهنت داری چرا با حس بی ارزش بودن مانع از بروز توانایی ها و استعدادهای خودت میشی؟
  • چرا وقتی کاریزما و حس با ارزش بودن در وجودت و قلبت پخش شده ولی باز هم به صدای ذهنت که تو بی ارزشی گوش میدی و ندای ذهنی
    خودت را قبول میکنی؟
چگونه احساس با ارزش بودن را در تحصیل و در مدارس و دانشگاه ها داشته باشیم؟
  • شما در مدارس و دانشگاه ها نباید به دنبال تایید معلمین و استادان و هم کلاسی ها و هم دانشگاهی ها باشید. شما باید از درون خودت را تایید کنی و با ذهنت هماهنگ باشی.
  • شما باید ذهنت را خاموش کنی و به ذهنت بگی که من با ارزش هستم و میتونم سوال هایی که معلم از من میپرسه را با قدرت جواب بدم.
  • شما باید به ذهنت بگی که من مقتدر هستم و تو نمیتونی دلیل استرس من در هنگام سخنرانی در دانشگاه باشی و تنها انتخابی که داری اینه که
    با من هم مسیر باشی و از من دستور بگیری.
  • شما باید ذهنتان را مدیریت کنید، ذهن شما نباید بر شما مسلط باشد.
  • هدف این است که وقتی وارد محیطی شدید با نگاه اول و حتی بدون آن که کسانی که در آن محیط قرار دارند، شما را بشناسند، به شما عزت و احترام هدیه دهند.
  • هدف کسب کاریزما است، افراد از فاصله یک کیلومتری شما، باید بدانند که شما لایق عزت و احترام هستید.